خرید بک لینک

بعد از گذشت سال های متمادی از زمانی که این پرسش موضوع انشایمان بود هنوز هم که هنوز است بشدت درگیر جواب دادن به این سوالم! بعضي وقتها در خلوتم ساعت های متوالی به این موضوع می اندیشم و درنهایت به نتیجه هایی از این دست که اصلا ای کاش خدا استعداد انسان را محدود به یک توانایی بالقوه خارق العاده می کرد و در بقیه ی زمینه ها به بياني شوت شوت می بود!! و درنهایت انسان با کشف این استعداد که این نیز در نوع خود معضلی بزرگ بالاخص در کشورهای جهان چندم است آن را بکار ميگرفت و در آن ترقی میکرد! درواقع اگر من نوعی ميدانستم که در زمینه های دیگر هيچ کاری از من ساخته نیست از فکر کردن به آن دست می کشيدم بنابراین با صرف آن زمان و از آن مهم تر آن انرژی در همان استعداد بالقوه روز به روز به شکوفایی بیشترش کمک ميکردم! اما من نوعی اصلا اینطور نیست، من نوعی سردرگم است بین مجموعه ای از فعالیت ها که خود را در آنها مستعد ميپندارد، من نوعی هرروز خودش را در پیشه ای تصور می کند و هرروز علاقه اش به سمتی میرود و هرروز خودش را ساخته شده برای انجام فعالیت بخصوصی می یابد! به اینجای افکارم که می رسم معمولا این جمله از پدرم را به یاد می آورم که روزهایی که از مدرسه می آمدم و بعد به باشگاه میرفتم و بعد به کلاس زبان یا شاید موسیقی و بعضا نقاشی! این را گوشزد میکرد که "نمیشود در همه ی این فعاليت ها باهم رشد کرد و موفق شد انرژی ات را تنها روی یک حوزه متمرکز کن تا در آن موفق شوی" و حالا من باگذشت چندین سال از آن روزها هنوز آنچه می بایست تمام انرژی ام را صرفش کنم نیافته ام؛ درواقع هنوز نمیدانم که میخواهم در آینده چه باشم!

برچسب: بزرگ شدی میخوای چیکار کنی,بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی, نویسنده: دانیال زارعی‌پور تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 10:25

صفحه بندی