خرید بک لینک

این روزا یکی دیگه از درگیریای ذهنی قدیمیم که خیلی وقت بود دیگه بهش فک نميکردم دوباره واسم بُلد شده، نمیدونم شاید بخاطر رفتن به محيطاي اجتماعی جدید و دیدن ادماي جدید باشه: فرق احترام با چاپلوسی! شاید بنظر برسه که خیلی باهم متفاوتن ولی بنظر من خیلی تفاوت ریزی دارن، من از مدافعين سرسخت احترام گذاشتنم به همه چی دقیقا به "همه چی": به همه ي افراد با هر تفکر و عقیده اي با هر ویژگی شخصیتی با هر نژادی، به طبيعت، به حيوونا، به میز! اره میزم به نوبه ی خودش محترمه و ما تا وقتی دور و ور میز ميپلکيم موظفيم همون جوری که هست بپذيريمش و بهش احترام بذاریم چون این ماييم که انتخاب کردیم که پیش اون میز باشیم، میتونیم ازش فاصله بگیریم و بنابراین نيازيم نباشه بهش احترام بذاریم. از این حرفا که بگذريم تو موارد انساني مرز مويي بين احترام و چاپلوسی خیلی جاها باعث میشه بترسم عقب بکشم چون بنظرم چاپلوسی خیلی کار به معنی واقعی کلمه "نکوهیده" ایه! اصلنم اهمیتی نمیدم که چقد کار ادماي پاچه خار اطرافم بیشتر راه ميفته یا چقد پاچه خاری باعث موفقیت و پيشرفتشون شده و ميشه! که ترجیح میدم هر کي که هستم هر کی که قراره بشم وقتی به گذشته م نگاه میکنم با افتخار سرم بالا باشه و یه لبخند بزنم که لااقل از خودم راضی باشم که عزت نفسمو حفظ کردم، که تمام تلاشمو کردم به چارچوب اخلاقی ای که واسه خودم تأیین کرده بودم پايبند باشم؛ مطمئنم خیلی خوشحال تر از اونی خواهم بود که شاید تا اون موقع خيليم از من جلوتر باشه ولی همه ی عمرشو پاچه خارونده!!

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 15:58

صفحه بندی